سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
58
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
در جمله شرطيّه ، مقدّم علّت و تالى معلول مىباشد چنانچه در جمله ( ان تسلّم تدخل الجنّة ) چنين است با توجه به اين امر پس ميتوان گفت : تنها علّت منحصره كفّاره در محل بحث قصد امناء است و غير آن كه مقصود اعتباد باشد منشأ اثر نيست و بعبارت ديگر از احتمالات سهگانه زير تنها يك احتمال از عبارت مصنّف ( ره ) فهميده و آن سه عبارتند از : الف : علّت كفّاره تنها قصد امناء باشد . ب : علّت آن منحصرا اعتياد بوده . ج : مجموعا علّت كفّاره محسوب شوند . مصنّف ( ره ) فرمود : اگر به قصد امناء نظر كند كفّاره ثابت مىشود ، مفهوم اين عبارت آن است كه در غير اين صورت كه دو فرض ديگر باشد كفّاره لازم نمىآيد . ولى بعد از ذكر اين نكته مىگوئيم : حقّ از نظر ما اينست كه بمجرّد نظر به زن اجنبيّه بدون قصد امناء و اعتياد به احتلام اگرچه به دنبالش احتلام هم حاصل شود موجب فساد روزه نيست بنابراين قضاء نيز واجب نمىباشد و اگر با قصد يا اعتياد نگاه كند روزهاش فاسد و كفّاره لازمست اگرچه احتلام هم حاصل نشود چه آنكه اين نظاره كمتر از قصد افطار نيست و در آن قطعا روزه فاسد و موجب قضاء و كفّاره است . قوله : بقرينة قوله او غلام الخ : يعنى چون نظر كردن به غلام از روى شهوت حرامست لاجرم مقصود از ( امرئة ) نيز بمقتضاى وحدت سياق زنى است كه اين نگريستن به او حرام باشد ، پس منظور از قرينه وحدت سياق است .